اگر هر یک از افراد جامعه مقابل این سوال قرار

گیرند که آیا

 

فرد انتقاد پذیری هستند به یقین اکثر قریب به

اتفاق آنها پاسخ مثبت

 

می دهند و علاوه بر پاسخ مثبت شروع به

سخنرانی در باب فواید

 

انتقاد پذیری واین که مومن آینه مومن است می

کنند.اما اگر همان

 

فرد سوال کننده از کسی که اندر فواید انتقاد

پذیری کنفرانس داده بود

 

انتقاد کوچکی کند دیگر واویلا همان فرد می گوید

چون من خوب صحبت

 

می کنم تو چشم دیدن من را نداری ومی خواهی

من را تخریب کنی واز

 

این حرف ها .این مسئله که معضلی فرا گیر در

جامعه است در بین

 

مسئولین نمود بیش تری دارد.مطمئنا اگر از هر یک

از مسئولین سوال

 

کنید خواهند گفت ما عاشق انتقادیم واگر یک روز

انتقاد نشنویم از غصه

 

می میریم.اما بین عمل وحرف آقایان مسولان

تفاوت از زمین تا آسمان

 

است.برای این که مطلب جا بیفتد باید چند مثال را

بگویم.تا چند ماه پیش

 

رادیویی بود به نام جوان. این رادیو درست یا غلط

به زمین وزمان

 

انتقاد می کرد واین انتقادات تا جایی پیش رفت که

معاون صدای

 

سازمان صدا وسیما فهمید مدیر این شبکه فهیم تر

از آن است

 

که زیر بار توصیه این وآن برود و رویه شبکه را

عوض کند

 

بنابراین تصمیم به برکناری او گرفت.حاصل این

برکناری این

 

شد که حالا رادیو جوان تبدیل به رسانه ای خنثی

ومنفعل شده

 

که از تمام مسایل سیاسی چشم می پوشاند.یا

مثال دیگر برنامه ای

 

بود به نام کوله پشتی.این برنامه تا وقتی که با

نخبگان علمی سر و

 

کار داشت (البته همان موقع هم جزء موفق ترین

برنامه های تلویزیون

 

بود)کسی کاری به کارش نداشت وتا سری چهارم

نیز رسید اما

 

در یک شب گرم تابستانی در همان زمان که بحث

طرح ارتقا

 

امنیت اجتماعی گرم بود سردار رادان مهمان کوله

پشتی شد در این

 

برنامه بر خلاف دیگر برنامه ها که ایشان مهمان

بودند فقط

 

به ارائه گزارش وتوضیح راجع به خوبی های این

طرح ختم نشد

 

و حسنی حرف هایی که به نظرش درست بود را

درباره طرح گفت

 

بعد از گذشت سه چهار روز از این برنامه به یکباره

حسنی ناپدید

 

شد.وامسال هم برنامه کوله پشتی ناپدید

شد.مثال بعدی برمی گردد

 

به حدودا یکی دو ماه پیش که شاهد توقف برنامه

مثلث شیشه ای

 

بودیم.علت تعطیلی این برنامه هم در نوع خود

عجیب بود.این

 

برنامه بر خلاف برنامه های گذشته رشیدپور علاوه

بر چهره های

 

هنری از چهره های سیاسی فارغ از جناحشان

دعوت می کرد .

 

اولین چهره سیاسی که در این برنامه حضور پیدا

کرد دانش جعفری

 

بود.یکی از وزرایی که توسط احمدی نژاد از وزارت

عزل شده بود

 

بعد از او رشیدپور دست به جسارت بزرگتری زد و

کروبی را به

 

برنامه دعوت کرد که البته این برنامه هم تحت تاثیر

سالگرد رحلت

 

امام خمینی برای رشیدپور چندان دردسر ساز

نشد.اما این بار مثلث شیشه ای

 

به سراغ وزیر مسکن دولت خاتمی رفت تا تیر

خلاصی بر پیکر این

 

برنامه بخورد.عبدالعلی زاده تقریبا تمام کارهای

دولت نهم در بخش

 

مسکن را زیر سوال برد.(در این مطلب کاری به

درست یا غلط

 

بودن سخنان او ندارم) بعد از گذشت دو سه برنامه

بود که به یکباره

 

رشیدپور اتمام برنامه را اعلام کرد. پایانی که

مشخص بود به

 

دست عوامل برنامه اتفاق نیفتاده بود.قربانی بعدی

انتقادپذیری

 

بسیار زیاد!!! مسئولان فیروز کریمی بود.او به جرم

این که

 

گفته بود علی آبادی مدیری موفق در شهرداری

است و برای

 

قضاوت راجع به عملکردش در ورزش نیاز به

گذشت زمان است

 

از حضور در تمام تیم های لیگ برتری منع شد.البته

این ممنوعیت

 

با دست بوسی و عذر خواهی کریمی پایان

یافت.مثال ورزشی بعدی

 

علی کریمی است او نیز به جرم آن که از مسئولین

فدراسیون

 

انتقاد کرد از حضور در تیم ملی منع شد.مثال بعدی

برمی گردد به

 

برنامه چراغ  خاموش.این برنامه در قسمت های

ابتدایی با فرستادن

 

گزارشگر خود به استان های مختلف طرح های

ناتمام

 

سفر های استانی را به نمایش می گذاشت واز

استاندار

 

مربوطه خواستار توضیح می شد.بعد از سه چهار

بار

 

که استانداران به این برنامه آمدند دیگر هیچ

استانداری

 

حاضر به حضور در این برنامه نشد.تا این که چند

وقت پیش

 

به شکل کلی رویه این برنامه عوض شد.از مطالب

گفته شده

 

می توان متوجه شد که انتقاد پذیری مزاحی بیش

نیست