چند ثانيه بعد از زنگ كشدار مدرسه، درست وقتي درهاي آهني و فرسوده دبيرستان پسرانه باز مي‌شود، وقتي پسرهاي 16ـ15 ساله گروه گروه راهي كوچه مي‌شوند، بعضي مي‌دوند و بعضي هم سر به سر بقيه مي‌گذارند، تكيه‌كلام‌ها و حتي شوخي‌هايشان شنيدني است! آنقدر شنيدني كه اگر كودكي همراهتان باشد بايد مسير را تغيير دهيد، و اگر غريبه‌اي همراهي‌تان كند، از خجالت سرخ مي‌شويد. آنچه اين روزها برخي را واداشته تا جوانان را آماج انتقادات خود قرار دهند، رواج ادبيات جديدي است كه در ملايم‌ترين شكل اصطلاحاتي مثل «خز و خيل»، «شاخ» و ... را نصيب هم مي‌كنند و در وقيح‌ترين حالت، نزديكان را هم در شوخي‌ها شريك مي‌كنند، اين ادبيات را نه مي‌توانيم به قول برخي «لمپنيسم» بناميم و نه لب بگزيم و براحتي از كنارش بگذريم.

اشتياق به استفاده از كلمات ركيك و زشت نه در ذات جوانان و نوجوانان ريشه دارد و نه كسي آنان را به كاربرد اين گونه واژه‌ها عادت داده است.

آنها اين عبارات را در دوراني از حياتشان مي‌شنوند كه در حال زبان گشودن و فراگيري نخستين كلمات عمرشان هستند. از پدر و مادر گرفته تا دوستان همسن و سال، بهترين الگوهاي زباني نوجوانان محسوب مي‌شوند.

اما اين پديده وقتي شكل تاسف‌بار به خود مي‌گيرد كه برخي گروه‌هاي مرجع، كه در هر جامعه حكم الگوي رفتاري و كلامي را براي اقشار جوان دارند، آلوده به صفات يا متهم به كاربرد واژه‌ها و عباراتي مي‌شوند كه نمي‌توان به آنان بي‌اعتنا ماند.

از يك ستاره فوتبال تا هنرپيشه محبوب سينما و تلويزيون، از يك دانش‌آموخته و استاد دانشگاه تا يك مسوول، متاسفانه اين روزها، گاه كلماتي را حين صحبت به كار مي‌برند كه به نظر مي‌رسد نه در شان اجتماعي آنان است و نه در حد محبوبيت‌شان. متاسفانه روز گذشته وزير ... نيز حين سخنراني براي خبرنگاران، كلمه‌اي را از فرط عصبانيت به زبان راند كه در جمله اين گونه غفلت‌ها محسوب مي‌شود، «يك بار افطاري داديم، گفتند از كجا آوردي؟ از قبر جنابعالي...»

لطفا پيش از اين كه جوانان را به خاطر ادبياتشان ملامت كنيد، لحظه‌اي بر كلام برخي مسوولان مكث كنيد