تبليغاتX
نظرگاه67
یادداشتی از پویا جبل عاملی در روزنامه دنیای اقتصاد پنج شنبه ۷/۸/۸۸

در برنامه «زمان پرسش» (Question Time) که از شبکه داخلی بی بی سی در بریتانیا برای مردم‌اين کشور پخش مي‌شود، مسائل سیاسی‌، اقتصادی و اجتماعی با حضور نمایندگان احزاب و رسانه‌ها‌، مطرح مي‌شود.معمولا دو حزب بزرگ ‌اين دیار که یکی سکاندار دولت کنونی است و دیگری دولت سایه‌، نمایندگان خود را همواره در ‌اين برنامه دارند و به پرسش‌های مردم پاسخ مي‌گویند. اگر به عنوان مثال، موضوع بحث اقتصادی باشد، وزیر خزانه‌داری دولت‌، آلیستر دارلینگ با وزیر در سایه در جلسه حضور خواهند داشت و یک روزنامه نگار اقتصادی و صاحب نظر هم خواهد بود. اما به غیر از‌اين دو حزب کارگر و محافظه کار احزاب بسیار دیگری هم وجود دارند که بسته به وزن آنها در ‌اين برنامه دعوت مي‌شوند.
اما آنچه در جلسه هفته پیش‌اين برنامه جلب توجه مي‌کرد، موضوعی بود که عین‌اين مساله در جامعه امروز ما نیز مطرح است. در قسمتی از بحث، موضوع به حزب نژادپرست (BNP (British National Party کشیده شد و‌اين پرسش مطرح شد که آيا نماینده ‌اين حزب مي‌تواند در ‌اين برنامه شرکت کند و نظرش را بگوید؟ حزب BNP پیش از‌ اين هم در بریتانیا فعال بود و کسی از فعالیت آن بیمي ‌نداشت، زیرا استقبال آنچنانی از آن نمي‌شد، اما در انتخابات اخیر پارلمان اروپا‌ اين حزب توانست با استفاده از وضعیت وخیم اقتصادی و نهادن همه مشکلات بر دوش مهاجران خارجی دوکرسی را از آن خود کند.
این پیروزی کوچک برای بسیاری در بریتانیا یک هشدار بود که گروه‌های نژادپرست مي‌توانند از رکودهای اقتصادی بهره ببرند و خطری برای دموکراسی ریشه‌دار آنها باشند. در ‌اين جلسه زمان پرسش هم‌‌ ‌اين نگرانی وجود داشت. نماینده دولت معتقد بود که حزبی ‌اين چنین که مرامنامه‌اش برخلاف قوانین بریتانیا است، حق ندارد از بی بی سی به عنوان رسانه ملی استفاده کند. در مقابل نماینده حزب لیبرال دموکرات که در‌ اين جلسه حضور داشت، با وجود منش نژادپرستانه حزب BNP معتقد بود بی‌بی‌سی باید واقعیت بریتانیا را منعکس کند و متاسفانه ‌اين حزب هم واقعیت امروز جامعه است.
در واقع‌اين همان پرسش اصلی است که رسانه ملی بریتانیا باید به آن پاسخ گوید: اصول مورد اعتقاد خود را باید در پیش چشم مخاطبان قرار دهد یا واقعیت را هر چند دلخراش و مخالف اصولش منعکس کند؟ البته شاید ‌اين پرسش برای سیاستمداران مساله باشد و آنها را به فکر وادارد؛ اما برای سیاستگذاران رسانه ملی‌اين کشور‌، آنچنان پرسش سختی نیست‌، آنچنان که بارها با رهبر‌اين حزب، نیک گریفین مصاحبه کرده است و پس از ‌اين هم خواهد کرد. اینان مي‌دانند که اگر چنین حزبی اصول را زیر پا مي‌گذارد، پخش اظهارنظر رهبرانش بیشترعدم مشروعیتش را پیش چشم مردم عیان مي‌کند و چه بسا بایکوت آن باعث شود تا با مظلوم‌نمایی بیشتر، مخاطب بیشتری برای خود دست و پا کند. محور‌اين استدلال‌، اعتماد به مردم است و حتی اگر نماینده دولت هم خشنود نباشد‌، بی بی سی کار خود مي‌کند تا از پس سانسور خبری چهره ستم دیده‌اي رخ ننماید و انتخابات سرنوشت‌ساز مجلس عوام که سالی دیگر برگزار مي‌شود‌، نماینده نژادپرست دموکراسی‌برکنی به خود نبیند.

باربط به مطلب:از آدم بدهای قصه ها هم میشه چیزای خوبی یاد گرفت.

..........................................................................................................................................

چند بیت از مولانا:

چهـار كـس را داد مردي يك درم / هـر يكي از شـهـري افـتـاده بـهـم

فـارسي و ترك و رومي و عـرب / جمله با هم در نزاع و در غضب

فارسي گـفـتا ازين چون وارهـيـم /هـم بيا كاين را به انگـوري دهـيم

آن يكي ديگـر عرب بـُد گـفـت لا / من عنب خواهم نه انگور أي دغا

آن يكي تركي بُد و گفت أي كُـزم / من نميخواهم عـنـب خـواهـم ازُم

آن يكي رومي بگفت اين قـيل را /ترك كـن خواهم من اسـتافـيـل را

در تـنـازع مـشـت برهـم مـيـزدند /كـه ز سِــر نـام هـا غـافـل بـودنـد

مـشـت بـرهـم ميزدند از ابـلـهـي /پـُر بُدند از جهـل و از دانش تهي

صاحب سِري عزيزي صد زبان /گــر بـُدي آنجا بـدادي صلح شـان

پس بگفتي او كه من زين يك درم /آرزوي جـمـله تـان را مـي خـرم

پس زبان محرمي خود ديگر است / (همدلي) از (همزباني) بهتر است

عنب=استافیل=ازم=انگور

- با تشکر از دوست عزیزم اهلی شده(http://ma30.blogfa.com/)

+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 14:19 |

  میلاد امام رضا (ع) رو تبریک میگم.

داشتم توی کمد رو جمع و جور میکردم چشمم خورد به یه روزنامه خبر ورزشی واسه7-8سال پیش نگاش کردم ببینم توش چی نوشته یه مصاحبه با فرهاد کاظمی توش بود نمیدونم چی شد نشستم شروع کردم به خوندنش اون چیزی که باعث جلب توجهم شد موضوع این مصاحبه بود مصاحبه راجع به این بود که چرا بازیکنای فوتبال به موی سرشون ژل میزنن باور کنین بی شوخی دارم میگم اون موقع نگران ژل موی سر فوتبالیستا بودم الان هم ...

 وقتی بلد نیستیم بشینیم با هم دو کلمه مثل آدم حرف بزنیم یه روز بین سخنرانی صفار کفش پرت میکنیم یه روز موقع بازدید کروبی از نمایشگاه مطبوعات بهش حمله میکنیم یه روز هم ...

 اگه گره ای که میشد با دست باز کرد رو حداقل میتونستن با دندون باز کنن دیگه لازم نبود یه روز نگران تظاهرات روز قدس باشیم یه روز نگران 13 آبان یه روز  ...

 مي نويسم به نام تو آري، مي نويسم هميشه اول عشق
نامه من قسم به دلتنگي ست، مثل والشمس و والضحي و العشق

غزلم را خمار مي گويم: از خم زلف يار مي گويم
از تو از انتظار مي گويم، فرجي كن خدا تعجل عشق
مژه ات رخنه كرده در دينم، من كه چون طاهر است آيينم
هر كجا بنگرم تو را بينم، كوه و دريا و دشت و جنگل عشق
عده اي بي قرار و دلداده، عده اي سرسپرده جاده
عده اي در خيال افتاده، همه را كرده اي معطل عشق
غزلم را دو چشم اگر در راه، غزلم را در آرزوي ماه
غزلم را اگر كمي كوتاه، غزلم را اگر مطول،... عشق
عشق مي خواهد اينچنين باشد، تا زمان باشد و زمين باشد
بين ما و شما همين باشد، هيچ گر نيست حداقل عشق
دل من پر كشيده تا ساقي، لب گشوده ست و گفته با ساقي
السلام عليك يا ساقي، السلام عليك يابن العشق
بهر خوردن چه استخاره كنم؟ جان خاليست من چه چاره كنم؟
آمدم تا فقط اشاره كنم، تو حديثي بخوان مفصل عشق
با توام سوز و ساز ناله من، آي عشق هزار ساله من
خون دل مي خورد پياله من، دوري ات را نمي كند حل عشق
شاعر:امير عاملي

 ساده، زلال، پاك، روان، آب ديده ايد؟
يك تكه نور... جلوه مهتاب ديده ايد؟
زلفش... نه زلف نه؛ نگهش... نه نگاه نه
عنبر شنيده ايد؟...مي ناب ديده ايد؟
خال سياه تعبيه بر روي لعل آب
بس ديدني است... گوهر ناياب ديده ايد؟
او ناز، من نياز؛ من احساس، او سپاس
هنگام وصل، حالت احباب ديده ايد؟
او نور، شور، غلغله... دريا چگونه است؟
من خوار، زار، وازده... مرداب ديده ايد؟
نفرين به صبح... حال مرا درك مي كنيد؟
دل داده ايد؟... عاشق بي تاب ديده ايد؟
مثل خيال بود، چه كم بود، حيف شد
مردم!... «خدا نصيب كند» خواب ديده ايد؟
شاعر:حميد عابديها

 شب

سکوت

صدا

برخیز

وقت سلام است

 از دعاهاتون واسه دوستم محسن ممنونم خدا رو شکر حالش بهتر شده

 

+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 11:12 |

منو نگاه کن

یه دعا کن

منو امشب حاجت روا کن

چقدر صبوری

بسه دوری

منو راهی کرببلا کن

دلم شده خون

ندارم جون

لیلی رحمی بکن به مجنون

سرم رو بشکون

ولی آقا

 دل ناقابلم رو نشکون

شب و بارونه

دل پریشونه

عشق تو کرده منو دیوونه

میخوام آروم شم دل نمیذاره

دوباره میل کربلا داره

شکسته بالم

من ننالم

تو یه فکری بکن به حالم

منی که آقا

هر دم هر جا

کربلات شده فکر و خیالم

نذاری تنهام

توی غمهام

بیشتر از همیشه تو رو میخوام

دلهره دارم

بی قرارم

زندگی دیگه تو رو نمیخوام

چی بگم از این دل آشفته

هر کس و دیدم کربلا رفته

باشه میسوزم

توی درد و غم

کربلات واسه خوبای عالم

شبای هیئت

شب غربت

دل زارم میشه بی طاقت

بهشت نمیخوام

 آخه آقام

هیئتات برا من شده جنت

اشکهام روونه

روی گونه

روضه هات دلمو میسوزونه

آرزو دارم

ای نگارم

بگی اینم از خودمونه

کی میشه سهمم نینوایی شم

یه شب جمعه کربلایی شم

منو دلتنگی

امون از این دل

کاروان رفت و مانده ام در گل

 

+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 11:10 |

فاطمه آلیا با نوشتن نامه ای به رییس جمهور از نامزدی وزارت آموزش و پرورش انصراف داد.قبل از او نیز زهره الهیان از نامزدی وزارت رفاه انصراف داده بود.احمدی نژاد هم به ناچار با تصمیم این دو نفر موافقت کرد.این انصراف بهانه ای شد برای نو شتن این مطلب.

در روزهای تبلیغات انتخابات 88 دو نامزد جریان اصلاحات سعی کردند به اشکال مختلف نشان دهند که یکی از اهدافشان در صورت انتخاب شدن ارتقا جایگاه زنان است.مهندس موسوی با همراه کردن همسر خود زهرا رهنورد در میتینگ های انتخاباتی و مهدی کروبی با حضور جمیله کدیور در کنار خود و اعلام چندین و چند باره استفاده از یک وزیر زن در کابینه این هدف را دنبال می کردند.احمدی نژاد نیز به دلیل اطمینان خاطری که از رای آوری خود داشت از این شگرد تبلیغاتی استفاده نکرد و بهترین راه را برای تبلیغات در ارائه کمک های مالی و کارنامه دولت نهم به مردم دید.بعد از استقرار دولت دهم رییس جمهور با معرفی سه وزیر زن باعث شگفتی فعالان سیاسی ایران شد.

بعد از معرفی این سه نفر بعضی مراجع محترم قم ایراداتی را نسبت به این تصمیم مطرح کردند.این نظرات و ضعف آجرلو و کشاورز برای تصدی پست وزارت رفاه و آموزش و پرورش باعث شد این دو نفر از مجلس رای نیاورندو بعد از این ماجرا هم الهیان که به جای آجرلو معرفی شده بود انصراف داد و چند روز پیش هم آلیا انصراف خود را اعلام کرد.اگر انصراف این دو نفر به خاطر این مسئله باشد که در خود توانایی لازم را برای اداره وزارتخانه ندیده اند قابل تقدیر است اما همه می دانیم که دلیل انصراف آلیا و الهیان احترام به نظر بعضی بزرگان در قم بوده است.

حال بنده که اطلاعات چندانی در خصوص مسائل دینی ندارم می خواهم چند سوال کوچک از این مردان بزرگ بپرسم.

1-رابطه بین دولت و مرجعیت باید چگونه باشد؟آیا نظرات مراجع نیز مانند احکام حکومتی رهبری نظام لازم الاجرا ست؟اگر راجع به موضوعی مثل مسئله اخیر بین نظرات مراجع اختلاف بود دولت باید به کدامیک عمل کند؟

2-استدلال مراجع برای عدم حضور زنان در وزارتخانه ها بر می گردد به تفسیری از یکی از آیات قرآن که به این نتیجه رسیده اند که زنان نباید بر مردان ولایت داشته باشند.آیا این استدلال عقلانی است؟اگر عقلانی است پس در یک کارگاه با ده نفر کارگر هم نباید زنان مدیر باشند!!!

3-آیا کارمندان وزارت بهداشت نباید به دستورات خانم وزیر عمل کنند؟تکلیف وزیر بهداشت چه می شود؟آیا او نیز باید استعفا دهد؟

4-تا آنجایی که ما از شاگردان مراجع محترم شنیده ایم در زمان حکومت عدل جهانی از 313 یار اصلی امام زمان(عج) 50 نفر را زنان تشکیل می دهند.قطعا موقعیتی که این 50 نفر در حکومت حضرت مهدی(عج) دارند بسیار فراتر از یک وزیر است.چگونه است که در آن زمان زنان در پست های بالاتر از وزارت هم می توانند باشند اما در این دوران خیر؟

5-تا آنجایی که شاگردان مراجع معزز تقلید به ما یا داده اند حضرت علی(ع) گفته است آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.خوب است چند لحظه این بزرگواران خودشان را به جای جامعه زنان ایران بگذارند.اگر کسی راجع به آنان این گونه سخن بگوید چه حسی پیدا می کنند؟

6-به راستی اگر نبی اکرم(ص) و ائمه اطهار (ع) قرار بود اینگونه بیندیشند آیا نامی از حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) و ... در تاریخ می ماند؟

بی ربط به مطلب:1- از همه دوستان عزیزی که راجع به عنوان مطلب قبلی پیشنهاد دادند ممنونم به نظرم بهترین عنوان رو خانوم مس فروش (razeiemesforoosh.blogfa.com) گفتند عنوان پیشنهادی ایشون «کمی تا قسمتی ابری» بود.

2- خدایا این حکمت زلزله رو به من بگو چیه؟

3- برنامه های شبکه بین المللی!!!خبر بعد از زلزله تهران:

14:30تا 14:45: اخباری از بورس های جهان

14:45تا 15: گزارش از ورزش رزمی موتای

15تا 15:15: اخبار انگلیسی

15:15تا 16: میزگردی در خصوص فلسطین

16: اخبار سراسری (بعنوان خبر سوم به این موضوع پرداخته شد)

4- برای شفای دوست خوبم محسن بهزادی دعا کنید.اگه تونستید دو رکعت نماز هم براش بخونید. همیشه ممنون محبتاتون هستم.

+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 7:55 |

1- دیروز ناهار مهمون یکی از دوستان بودم که برای قبولی توی کنکور میخواست شیرینی بده  بالاخره قبول شدن توی دانشگاه تهران شیرینی دادن هم داره قرار شد ساعت 11 راه بیفتیم سمت یکی از رستوران های تهران طبق معمول چند نفر از دوستان دیر کردن به جای 11 12 راه افتادیم خودمونو  به هر سرعتی بود رسوندیم. دم در بودیم که دیدیم اقایی که جلوی در وایساده داره با دو تا خانوم که میخواستن بیان تو بگو مگو میکنه حس کنجکاوی یکی از بچه ها تحریک شد بره ببینه چه خبره بعد از تحقیقات بسیار فهمید که این رستورانی که دوست قبول شدمون ما رو دعوت کرده برای یکی از نهاد های نظامی کشوره و قانونش مثل اینکه اینجوریه که خانوم ها باید با چادر وارد بشن  وقتی دوست دیگم این موضوع رو شنید به شوخی گفت که اینجا شعبه تهران حرم امام رضاست شوخی این دوستم باعث شد که به این موضوع فکر کنم که اگه امام رضا بین ما بود برای دیدار با مردم به حجاب اونها کاری داشت که حالا ما که ادعای پیروی از ایشونو داریم نه به حجاب که نوع پوشش مردم هم کار داریم.

 ۲- بعضی از اقایون مثل اینکه بهشت و جهنم رو هم فکر میکنن خودشون باید تقسیم کنن باور ندارین برین به این ادرسhttp://www.ayandenews.com/news/13368/

 ۳- امیدوارم با کنار هم گذاشتن شماره 1و2 به نتایج بدبینانه ای نرسید بالاخره توی هر جایی خوب و بد هست.

4-اگه فرصت داشتین این مطلب رو بخونیدhttp://www.ayandenews.com/news/13709/

 5- مهمترین سرمایه هر حکومت اعتماد مردم به اونو این سرمایه رو دریابیم دریابید دریابند

 ۶- دادکان با مدیریتش تیم ملی رو برد جام جهانی برکنارش کردن الان منتشو میکشن تا بیاد بنا سه سالی که توی کشتی فرنگی بود بهترین نتایج رو گرفت برکنارش کردن فرنگی نابود شد دوباره اوردنش دوباره کشتی فرنگی اوج گرفت کاشانی در زمان مدیریتش پرسپولیسو قهرمان کرد برکنارش کردن یه سال و نیم پرسپولیس بدبخت شد دوباره اوردنش جلالی فصل پیش فولاد رو هفتم کرد برکنارش کردن فولاد اخر شد دوباره اوردنش و ...

 7- بعضی گناها هست ادم وقتی انجامش میده حداقل ظاهرش لذتبخشه ولی من هر چی فکر میکنم نمیفهمم توی دروغ و غیبت و تهمت چه لذتیه که اینقدر دوست داریم انجامشون بدیم

 8-با سه تار موی سفید اخرین روزهای سال بیست و یکم زندگیم رو میگذرونم.

9- وقتی بچه بودم هیچ وقت فکرشو نمیکردم  از بیکاری خسته بشم ولی الان چند وقتی هست از بس بیکارم اعصابم به هم ریخته.

۱۰- از دست فضولی های این و اون خسته شدم

1۱-واقعا این چیزایی که پشت ماشینا مینویسن هم جالبه ها:

دست بشکند

پا بشکند

سر بشکند

دل نشکند

........................................................

رفاقت قصه تلخیست

که از نامش گریزانم

 

1۲- حرف دل ما:

مردان غيور قصه‌ها برگرديد 
يك بار دگر به شهر ما برگرديد
ديروز به خاطر خدا مي‌رفتيد  
امروز به خاطر خدا برگرديد

شاعر: اصغر عظيمي‌مهر

 ۱۳- هر وقت این دعای «اللهم عجل لولیک الفرج» رو میشنوم یاد این شعر می افتم

مهدی من چاه نداره که با اون درد دل کنه

مهدی من یار نداره که اونو همراهیش کنه

۱۴- همونطور که دیدید این مطلب عنوانی نداره هر کسی بتونه یه عنوان خوب واسه این مطلب انتخاب کنه که همه این چیزایی رو که نوشتم شامل بشه یه جایزه کوچیک پیش من داره.منتظر پیشنهاد هاتون برای عنوان این مطلب هستم. 

۱۵- برای اقا محسن بهزادی دعا کنید  

+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 8:4 |

الان درست یادم نمی آید  که چند روزی به شروع ماه رمضان مانده بود یا چند روزی از آن گذشته بود که میرحسین موسوی طی بیانیه ای تولد تشکیلاتی به نام «راه سبز امید» را اعلام کرد.این مطلب قرار بود در همان روزها نوشته شود اما چون فکر می کردم سران این تشکیلات بهتر از من این موضوع را می دانند تا امروز صبر کردم و متاسفانه خبری نشد که نشد یا شاید هم خبری شد و من از آن بی اطلاعم.

در هر دو جناح فعال در کشور  جریانی افراطی وجود دارد که سعی می کند با سوء استفاده از اصولگرایی(در جناح اصولگرا) و اصلاح طلبی(در جناح اصلاحات) از مبانی این دو جناح عبور کند.از منظر بنده نماد جریان افراطی در بین اصولگرایان رییس جمهور و دوستان نزدیک ایشان هستند و نماد افراط گرایی در جریان اصلاحات را نهضت آزادی و ملی- مذهبی ها می دانم.هدف مطلبی که قرار بود چند روز بعد از بیانیه مهندس موسوی بنویسم این بود که از ایشان بخواهم مرز خود را با افراطیون اصلاح طلب مشخص کند تا گرفتار احمدی نژادی از نوع اصلاح طلب نشود.اما امروز داستان چیز دیگری است داستان امروز داستان «از طلا بودن پشیمان گشته ایم/مرحمت فرموده ما را مس کنید» است.امروز افرادی از تشکیلات «راه سبز امید» حمایت می کنند که نه تنها نسبتی با اسلام و انقلاب که حتی نسبتی با ایران هم برقرار نمی کنند.من دارم عذاب می کشم وقتی می بینم جماعتی از منافقین و سلطنت طلبان با پارچه سبز غصبی در خارج از کشور علیه انقلابی شعار می دهند که موسوی و خاتمی و دیگران حداقل در لفظ و انشاا... در عمل قصد رجعت به ارزش های آن را دارند و وقتی عذابم بیش تر می شود که این افراد سکوت می کنند.امروز دیگر صحبت از افراطیون اصلاح طلب نیست که بگویند به حمایت آن ها نیاز دارند امروز صحبت از فرا افراطیونی است که برای مردم شریف ایران پیام می دهند که در روز قدس چه شعاری بدهید و من عذاب می کشم وقتی می بینم عده ای با پارچه ای سبز شعار می دهند که خواهان «جمهوری ایرانی» هستند.دو کلمه مقدس و مهم را کنار هم قرار می دهند و ترکیبی به وجود می آورند که مغایر است با هر آنچه تا به حال رهبران این تشکیلات از آن دم می زدند.آنان هدف خود را بازگشت به اصول اولیه انقلاب عنوان کردند و اصول اولیه انقلاب هم مشخص است که «استقلال آزادی جمهوری اسلامی» است. و چقدر زجر آور است که رهبران این تشکیلات هنگامی که باید سکوت می کردند فریاد زدند و حالا که باید فریاد بزنند و عده ای را از تشکیلات خود بیرون کنند و عده ای دیگر را(منظورم شعار دهندگان روز قدس است) راهنمایی کنند سکوت کرده اند.

امیدوارم روزی فرا نرسد که رو به سوی این افراد که آنان را یاران انقلاب می دانم با غم بگویم:

ما ز یاران چشم یاری داشتیم         خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

 

بی ربط به مطلب:1- ... (این سه نقطه عکس العملم بعد از بازی

پرسپولیس-استقلال بود.)

2- سلام

از انتهای قلبم تو را سلام می کنم

و تو یادت می رود که جوابش واجب است

جوابم را نمی دهی

قلبم ترک برداشت به خاطر سکوت تو

سکوتت نشکست

انتهای قلبم شکست

و چه خوب که تو در ابتدای قلبم بودی و نشکستی  

+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 13:26 |

دوشنبه هفته پیش روز بسیار خوبی برای دوستداران ورزش و به خصوص فوتبال بود چون بار دیگر شاهد برنامه نود_که عمرش دراز باد_بودند.تنها برنامه ورزشی صداوسیما که ارزش دیدن دارد و بر خلاف دیگر برنامه ها علاقه ای به چاپلوسی و تملق مدیران ورزش در وجود سازندگان آن نیست.یکی از مهمانان این برنامه عباس انصاریفر مدیر عامل ناتوان و ناموفق پرسپولیس بود.هدف از نوشتن این مطلب به هیچ وجه نقد صحبت های ایشان در این برنامه نیست چون فکر می کنم نظر سنجی برنامه کاملا مشخص کرد که طرفداران پرسپولیس موافق صحبت های آقای مدیر عاملند یا فردوسی پور عادل.بهانه نوشتن این مطلب مصاحبه انصاریفر در بعد از برنامه است که به یکی از خبرگزاری ها گفت قصد برنامه نود سیاه نمایی علیه نظام است.ببینید که نظام جمهوری اسلامی ایران به چه مظلومیتی گرفتار آمده است که نقد مدیر عامل ناتوان یک باشگاه ورزشی برابر است با سیاه نمایی علیه نظام.نظامی که بنیانگذار آن گفت که اگر احمد من هم خطایی کرد باید با او بر خورد شود.احتمالا اگر امام خمینی (ره) قرار بود مانند بعضی از افراد فکر کند باید با خود می گفت که در صورت برخورد با فرزند رهبر یک نظام آبروی آن نظام می رود پس نباید این کار را کرد.

این مسئله را می توان در دنیای سیاست هم مشاهده کرد.عده ای حتی بعد از دستور رهبری خواهان لاپوشانی درباره جنایات کهریزک و تخلفات دیگر هستند به این بهانه که ممکن است برخورد با همه عوامل خاطی در این جریانات باعث رفتن آبروی نظام شود.

واقعا چه ارتباطی بین مجازات یک فرد بواسطه عمل مجرمانه اش با آبروی نظام وجود دارد؟!

یا عده ای از جریان دیگر می گویند نباید با امثال مهدی هاشمی رفسنجانی برخورد شود.اگر استدلال این افراد این است که چون مدرکی دال بر اتهام امثال او وجود ندارد پس نباید برخورد شود من هم با آن ها موافق و همراهم اما اگر این گروه نیز مانند گروه اول برای حفظ آبروی نظام خواهان عدم برخورد هستند باید گفت که مهدی هاشمی و افرادی از این جنس قطعا خونی رنگین تر از دیگران در رگ هایشان جریان ندارد که دستگاه قضایی متفاوت از دیگران با آنان برخورد کند.

خوشبختانه همه گروه های سیاسی کشور حداقل در لفظ سنگ پیروی از راه امام را به سینه می زنند.اگر اینان واقعا ادامه دهنده راه امام خمینی اند پس باید برخورد ایشان با آیت ا... منتظری را به یاد آورند که بدون در نظر گرفتن توهم ریختن آبروی نظام با ایشان برخورد لازم را انجام دادند.

بی ربط به مطلب:" گاهی که عقل کلی مثه این جناب میبینم از اینکه تا این حد ملتو خر میبینه از میزان خریتش حیران میمونم"

در جواب دوست عزیزی که بنده رو با این جمله خطاب قرار داده بودند باید بگم که:

در بند آن نیم که با دشنام یا دعا       یادش به خیر هر که ز ما یاد می کند    

+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 11:13 |
نوشته زیر یادداشتی است از خانم مریم یوشی زاده در روزنامه جام جم سه شنبه ۲۴/۶/۸۸
 
بازی با آبروی مردم
 
روز گذشته يكي از خبرگزاري‌هاي كشور، خبري منتشر كرد كه در آن از سوي يكي از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي بر بررسي ريشه‌هاي فرهنگي به عنوان مهم‌ترين اصل در حل پديده زنان ويژه تاكيد شده بود. اين نماينده گفته بود از آنجا كه حل بسياري از مسائل و مشكلات جامعه از طريق نهادها و سازمان‌‌هاي مرتبط صورت مي‌گيرد، هر كسي نمي‌تواند در اين خصوص راهكار ارائه كند و..... اما گذشته از آن كه بايد درباره تيتر اين خبر با عنوان «بررسي ريشه‌‌هاي فرهنگي مهم‌ترين اصل در مبارزه با پديده زنان خياباني است» و تيتر خبر بعدي آن خبرگزاري با عنوان «عدم مبارزه با پديده زنان خياباني سلامت جامعه را به خطر مي‌اندازد» بيشتر تامل كرد كه چرا هميشه در مواجهه با پديده زنان ويژه نخستين راهي كه به نظرمان مي‌رسد مبارزه و پاك‌كردنشان از صفحه روزگار است.چرا آنها را معلول ديگر عوامل اجتماعي نمي‌دانيم و يادمان نمي‌افتد كه احتمالا هر‌يك از اين زنان مشترياني از جنس مخالف دارند كه هيچ اسمي بر آنها نهاده نشده و در صورت حمايت، شايد شمار زنان ويژه خيلي كمتر از آنچه امروز هست، مي‌شد. نكته‌اي كه باعث شده امروز يادداشتي برايتان بنويسم، عكس آن خبر است، عكسي بزرگ از زني جوان با شالي بلند و سرخ رنگ كه با چهره‌اي كاملا نمايان رو به دوربين كنار ماموران پليس (احتمالا ماموران گشت ارشاد) ايستاده است و لبخند مي‌زند و اين در‌حالي است كه صورت ماموران پليس با نرم‌افزار فتوشاپ كاملا تار شده است! نمي‌دانم آن زن كيست، نمي‌دانم امروز كجاست، نمي‌دانم اصلا خبر دارد كه از ساعت 12 روز گذشته تا همين حالا كه اين يادداشت را مي‌خوانيد هزاران نفر چهره‌اش را به عنوان زن‌ويژه ديده‌اند، نمي‌دانم آيا زني ويژه است يا مسلماني نيازمند نهي از منكر كه به شيوه گشت ارشادي‌ها به او درباره حجابش تذكر داده شده است، اما پاسخ اين پرسش‌ها هر چه باشد يك‌حقيقت انكارناپذير در اين ميان وجود دارد: مسوولان آن خبرگزاري، هرگز نمي‌توانند مطمئن شوند كه سوژه آن عكس زني ويژه است و حتي اگر به اين مساله ايمان هم داشته باشند، هيچ ديني به آنها اجازه ريختن آبروي انساني را نداده است تا آنجا كه در «المحجه البيضاء» فيض كاشاني به نقل از تفسير نمونه از قول پيامبر گرامي اسلام (ص) نقل شده است كه مي‌فرمايند: درهمي كه انسان از ربا به دست مي‌آورد گناهش نزد خدا از36 زنا بزرگ‌تر است و از هر ربا بالاتر، ريختن آبروي مسلمان است.»

بی ربط به مطلب:۱- سوال:چرا یه عده توی تظاهرات روز قدس شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر چین دادن؟

جواب من:این عده میخواستن بگن درود بر امریکا درود بر اسراییل روشون نشد به خاطر همین اینجوری شعار دادن

جواب شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۲- اینکه من توقع داشته باشم مسئولان صداوسیما به خاطر اینکه نتونستن بازی استقلال و استیل آذین رو زنده پخش کنن از مردم عذر بخوان توقع بیجاییه؟

۳- تمام خواب ها یمان

تمام حرف ها یمان

شبیه فیلم ها یمان

پر از قصه ها و غصه هایی ست

 که همیشه آن ها را شنیده ایم

و همیشه آن ها را نفهمیده ایم

+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 9:1 |
۱- آخرین جمعه ماه مبارک رمضان روزی است که به فرمان امام خمینی(ره) بعنوان روز قدس در تقویم ما ایرانیان جای گرفته است روزی که مردم ایران به رسم مهربانی اسلام و جوانمردی ایرانیان به نشانه اعتراض به غاصبان صهیونیست که با بد نام کردن دین یهود سرزمینی از مسلمانان را اشغال کرده اند راهپیمایی می کنند.روز قدس روز قدس است نه هیچ چیز دیگر و راهپیمایی آن اعتراضی است به ظالمان صهیونیست نه هیچ کس و هیچ چیز دیگر.
2- شاید اگر عقلانیت و اعتدال جای احساسات و افراط گرایی را می گرفت شاید اگر حاکمیت برای جلب اعتماد بخشی از مردم تلاش بیشتری می کرد(البته مثل اینکه مسئولان نظام این موضوع را که اعتماد بخشی از مردم خدشه دار شده است را هنوز باور نکرده اند) شاید اگر افرادی از هر دو جناح به خاطر بحران اخیر از مردم عذرخواهی می کردند شاید اگر عده ای علاقه ای به غوغا زیستی نداشتند شاید اگر مسئولان وزارت کشور در سی سال گذشته به قانون اساسی عمل می کردند و به گروههای مختلف مردم اجازه برپایی تجمعات را می دادند شاید اگر مسئولان صداوسیما حداقل در این سه ماه پس از انتخابات فراجناحی و ملی عمل می کردند شاید اگر به دستور رهبری در خصوص"برخورد بدون مجامله با افرادی که در این جریانات مرتکب تخلف و جنایت شدند" زودتر و قاطعانه تر عمل می شد شاید اگر به پیشنهادهای هاشمی جامه عمل پوشانده می شد شاید اگر رییس جمهور در بعد از انتخابات مدبرانه عمل می کرد و از رفتارهای غیر عقلانی پرهیز می کرد شاید اگر مهندس موسوی و حجه الاسلام کروبی کمی بیشتر از موهبتی که خداوند در اختیار انسان قرار داده است(عقل)استفاده می کردند شاید اگر همه حرف همدیگر را بهتر می شنیدیم دیگر نیازی نبود نگران اتفاقات ناگواری که در روز قدس بوجود می آید باشیم.
3- امیدوارم رنگ سبز در روز قدس نمادی باشد از اسلام وحدت آفرین در مقابل غاصبان سرزمینی از سرزمین های مسلمانان.امیدوارم رنگ سبز در روز قدس نمادی باشد از وحدت مردم ایران در برابر ظالمان صهیون. امیدوارم رنگ سبز در روز قدس نمادی باشد از حمایت از جنبش حماس و تمام گروههای مقاومت در فلسطین.امیدوارم سران جنبش؟سبز هر چه زودتر در بیانیه ای خواستار اتحاد مردم در این روز شوند امیدوارم دوستداران جنبش؟سبز روز قدس را به واسطه آنکه روز قدس است گرامی بدارند.امیدوارم دوستداران جنبش؟سبز و شیفتگان رییس جمهور در این روز به یاد تصفیه حسابهای انتخاباتیشان نیفتند امیدوارم خداوند به ماموران برقراری امنیت در این روز صبر ایوب عطا کند امیدوارم خداوند به همه عقلانیت اعتدال و تحمل حرف مخالف را بدهد.
با ربط به مطلب:آیا واقعا من امیدوارم؟
بی ربط به مطلب:1- بعضی وقتا از رفتار بعضی آدما که ظاهر متدینی دارند خندم میگره نه گریم میگره نه خندم میگره نه گریم میگره نه..............خلاصه تعجب میکنم در حد شاخ در آوردن
2- بعد از بررسی ادعاهای شیخ الاحساسات حالا نوبت بررسی ادعاهای دکتره(مناظره که یادتونه)
3- خدایا من و آقای شجریان را از بیماری خود بزرگ بینی برهان
4- اولین شعری که توی زندگیم گفتم البته اگه بشه اسمشو شعر گذاشت
صدای چکه ی آب
صدای پای یک انسان
صدای خش خش برگ
صدای یک پرنده
صدای سلام
صدای زنگ ساعت
از خواب بیدار می شوم    
+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 14:29 |

                                             علی مع الحق و الحق مع علی

                                   علی با حق است و حق با علی

 زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی         مدد ز غیر تو ننگ است یاعلی مددي

 

در کوچه درویشان یک شب گذرم افتاد

در محفل بی خویشان آنجا نظرم افتاد

دیدم که خرد آنجا بنشسته زده زانو

مست از می یا حیدر در زمزمه یا هو

عقل و خرد و دینم نذر قدمش کردم

از کوچه درویشان میل حرمش کردم

در شهر نجف دیدم لیلا و زلیخا را

در طوف حرم دیدم من آدم و عیسی را

دیدم که علی باشد در مسند سلطاني

جبریل و ملک جمله در خدمت و دربانی

همراز پیمبر را بر تخت شرف دیدم

من صورت داور را در شاه نجف دیدم

در سجده او دیدم هم آسیه هم موسی

دیدم که به درگاهش عرش آمده پابوسی

شمس و قمری دیدم در نور دو عین او

بر جانب او دیدم نور حسنین او

بر روی لب مولا گل واژه یا رب بود

بالای سر حیدر عکس رخ زینب بود

گفتم که بود آخر با من سخنی مولا

تا اینکه به سوغاتی با خود ببرم زین جا

گفتا که منم یاسین من نور علق هستم

من معنی الرحمن من حضرت حق هستم

گفتا که منم آن که سر تا قدم احساسم

با خلق جهان برگو من عاشق عباسم

عالم همه مست من من مست ابالفضلم

من بیرق خود دادم در دست ابالفضلم

از معجزه ناب دستان علی باشد

همچون پدرش عشق بین المللی باشد

 

توی این شبا اگه دلتون شکست و چشاتون خیس شد

                                     ما را  به رسم رفاقت دعا کنید

+ نوشته شده توسط من بنده پیاده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 11:32 |